ساخته هایم را کجای ذهنم تلمبار کنم از اشک هایم پایین می آیی ،ولی نمی آیی

این زندگی پلید ترین آزمایشی است که مجبوریم از ترس تیغ به سختیش اعتراف نکنیم

پلید یعنی من ، من که بلد نیستم وقتی عاشقانه می شوی شعر باشم پلید یعنی

دستان تو که انگار بی خود نگرانم ،رفتن بلد است بلد است همه مجموع ها را نقض کند

،بلد است همیشه بر عکس می شود ها را خراب کند ،دستانت انگار بلد است از وسط

قلب لعنتی ام عشق بردارد کجا تلمبار کنم  خودم را 

این همه دلیل را از کجای گمشدن هایت یافته ای ؟کجای گمشدن هایم 

/ 10 نظر / 8 بازدید
ژن

ناخودآگاه خوندن اين متن همراه شد با آهنگ« يه سوال كهنه »از محمد ياوري .. زيبا نوشتي رفيق .. زيباي خفته ي دردناكي ست اين متن .. سلام رفيق .. [گل]

کویر

دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است

کوثر

بلد است ..........

لی لا

آدمها کنج خودشان که گیر میکنند خشمگین تر از گربه ای هراسیده در و دیوار خودشان را می خراشند و این ناخن کشیدنهای دردناک و صدادار به پریشانی های بلند و کشدار می رسد... آن همه دلیل مادامی که با تدبیر مستند نشود در هر محکمه ای تنها فریادهایی بی نتیجه است.

گلادیاتور

اگر من از اين بالا بپرم پايين چه لذتي مي‌توانه جايگزين احساس آرامش و سكون پايان رو جايگزين كنه؟

مارکا

سلام مثل همیشه خوب مینویسی راستی من آپ کردم خوشحال میشم سر بزنی

مارکا

سلام مثل همیشه خوب مینویسی راستی آپ کردم خوشحال میشم سر بزنی

دالکاف

درود با حفره های مرموز بروزم همچنین برای شما دوست گرامی آرزوی پیروزی دارم.