اصلا فکر نمی کردم زندگی انقدر سخت باشه وقتی ساعت های طولانی به چشمای یخ زده ی استادای ریاضی نگاه میکردم,فکر میکردم این از هر چیزی سخت تره ,ادمایی که اهیچ وقت اسمتو یاد نمیگیرن یا اگر بلدن وانمود میکنن نمیدونن.دنیایی که من توش دوست داشته شدم ......ولی هرگز به اینجا ,دقیقا اینجایی که هستم فکر نکرده بودم.به این که خدا چقدر نزدیکه و من چقدر دور _به این که برای دردو دل با بهترین دوست کودکیم غریبه باشم_به این که پدرم یعنی کار......................  

/ 9 نظر / 16 بازدید
منتظر

اللهم صل علی محمد و آل محمد واهل بیته .

کوثر

درست جاییکه به نظر میرسه خیلی داره سخت میگذره همون جاییه که قراره همه ی سختیها اسون بشه.تجربه ی من اینو میگه.

جایی که آدم دوست میشه که باید دلچسب باشه عزیز.... واقعیت ها منتظرتن. از حالا دنیا شروع میشه...

نهان خانه

کامنت فبلی رو "من" گذاشت!:)

Matin

azize delam , ZENDEGI , ye SHOKHI e bozorge ! inhjadr jedi nagir ok?[چشمک]

Matin

sry az ghalat emlaee , saat 7 ghorobe va khodet midoni in saat cheghadr khaste am !

لی لا

من که با اکثر استادای دانشگاهم حس خوب گرفتم به نظر من خیلی از تجربه های حسی وابستگی عمیق با شخص خوده آدم داره. البته تو پستت خیلی روشن هم نیست اگر قصد داری واسه عموم بنویسی یه کم شفاف تر باشه شاید بهتر باشه. البته بازم تو اینجا خدائی :)

لی لا

من که با اکثر استادای دانشگاهم حس خوب گرفتم به نظر من خیلی از تجربه های حسی وابستگی عمیق با شخص خوده آدم داره. البته تو پستت خیلی روشن هم نیست اگر قصد داری واسه عموم بنویسی یه کم شفاف تر باشه شاید بهتر باشه. البته بازم تو اینجا خدائی :)

آرزو

دوست ندارم شعار بدم و عمیقا معتقدم ماهیت زندگی همون سخت بودنشه ... گذشت سال ها بهم ثابت کرده حتی پس از هر سختی هم آسونی نیست بلکه یه سختی دیگه است ....