دلم   بچگی می‏خواهد.می‏خواهد بی تفاوت باشد .دلم   می‏خواهد گنگ باشد .دلم گاهی مدرسه می‏خواهد.دلم   سبد اسباب بازی هایم را می‏خواهد،دلم   پا دردهای بعداز استپ آزاد،لی لی‏های فتح نشدنی،سربازهای جنگی محکوم به تفنگ ،آدم‏هایی را می‏خواهد که هنوز عکس نبودند. 

دلم   می‏خواهد مخفی گاههای قایم باشک مرا در کودکی پنهان کند،دلم   بهانه می گیرد شایدخنده‏‏ی‏ بی‏دریغ عروسکش‏ را می‏خواهد.تنبیه‏های‏ بی‏توجیح،حسودی‏های کودکانه،گریه‏های ممتد می‏خواهم،دلم  می خواهد دنیا راز باشد و من برای کشف آن بزرگ شوم دلم   هر روز دعا می کند،آن روز های بی دعا را می‏خواهم.دلم   چه می فهمد زمان با دل ها قهر است.دلم   قهر های کوتاه می‏خواهد.

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

یادم آمد، شوق روزگار کودکی مستی بهار کودکی رنگ گل جمال دیگر درچمن داشت آسمان جلای دیگر پیش من داشت شور وحال کودکی برنگردد دریغا قیل وقال کودکی برنگردد دریغا ...

نهان خانه

دلم ظرفی، لیوانی، چیزی شکستنی می خواهد که بکوبد به دیوار و ریز ریز شدنش که... آرام ام کند!

مارکا

دلم بدجور هوس فوتبال گول کوچیک کرده چه حالی میداد یاددش بخیر [گل]

علی

[گل]حرف که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

ایلیا

ممنون از حضورتون...شما هم ساده وکوتاه مینویسید این جور نوشته ها را میپسندم ...پاینده باشید...ایلیا

محمد مدنی

زیبا و عالی بود.... خــدایــــا دنــیـــایــــی بــســـاز از دســــت ایــــن آدم هـــــــــا! ســنــگــیــنــی دســتــهایــشان بـــر ســــرم !! خــســـتــــه ام کــــردنــــد ....

سکوت

نمرتون =20

جاوید-ن

سلام - نوشته هاتون عالیه و مخصوصا این یکی خیلی دلنشین بود. مرسی از نوشتنتون...

رهگــذر

دارم به جایی میرسم که دیگه باور نمیکنـم!!!

امیر

هوووم روزهای کودکی ، افسوس که برای هرکس فقط یک بار اتفاق می افتد