ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥ : توسط : نرگس

این روزها صدای ساعت را می شنوم.

ولی عجیب دلتنگی ایست ،دلتنگی آخر سال ها برای صدای گرم شماها که نیستید،با رویاهایم کنار تختت می آیم ای کاش تخت نبود ای کاش...و ساعت خانتان که جلو کشیده نمیشد نمیدانم چرا عقربه هایش حرکت کرد .

 

با تمام خسته گی هایم با تمام خستگی هایمان باز  بوی شکوفه و باران می آید 

سال نوتان مبارک.